منطق ترامپ: همیشه حق با مشتری است

[ad_1]

استفن ریچر

دیپلماسی ایرانی : اثر خالصی که حمایت همراه با چاپلوسی دونالد ترامپ از ریاض دارد این است که سعودی ها را از هر گونه مسئولیت در قبال تروریسم مبرا می کند.

سعودی تلاش دارد تمام گناه ها را یه گردن ایران بیندازد و انگشت اتهام را به سوی قطر می گیرد گویی قطر پیمانکار ایران است، حال آن که در مقابل آنچه واقعا در جهان می گذرد آن ها بی تاثیرند.

ایران تماما بیگناه نیست، قطر هم تا حدی سزاوار سرزنش است. اما اگر نگاهی به جریان مالی سعودی و آموزه ها و تعالیم وهابیت بیندازیم، روشن می شود که حمایت سعودی ها از تروریسیم بسیار زهرآگین تر از گذشته شده است.

ساده بگویم، تهدید حمایت ایران از تروریسم در دهه 1980 خیلی جدی بود. در مقابل در قرن 21 تروریسیم سلفی است که فاجعه بار است.

هرچند قطر در لیبی، صحرا و سوریه به سهم خود کمک ها و حمایت هایی می کند، اما منبع اصلی حمایت، چه مالی و چه ایدئولوژیک، عربستان سعودی، حامی سرسخت تروریست های سلفی است و نام این کشور در همه جا نوشته شده است. دسیسه چینی های گستاخانه و آموزش دیده تحت آرمان های سعودی است که باعث ادامه حملات به اهداف غربی شده است.

کار کجا تمام می شود؟

در نتیجه در خیرخواهانه ترین تفسیر می بایست بگویم “لسه فر”( سیاست عدم مداخله)  ترامپ را باید این طور ترجمه کرد: به جای تاکید بر حمایت سعودی از ترور – که اگر ترامپ واقعا به دنبال نبرد با ترور در جهان است قدم بزرگی است – او نه تنها به آنها راه فرار داده که دعای خیرش را هم بدرقه راه شان کرده است.

این رویکرد نه تنها نشانه کم خردی است، بلکه خطرناک هم هست.

ایران هر گناهی داشته باشد، بر خلاف عربستان سعودی، بخش های تندرو ساختار سیاسی اش نماینده مردم ایران نیستند.

و آن چنان که از افکار عمومی و نتایج انتخابات با خبر هستیم، بله، به طور کلی ایران جامعه ای دارد که دو سوم آن خواهان آن دسته از آزادی های غربی که منطبق با مفاهیم جهانی است هستند. در عربستان سعودی این رقم اگر از 10 تا 15 %  فراتر برود باعث شگفتی خواهد بود.

وقت آن است که چشم ها را باز کنیم

اکنون زمانی است که کل غرب باید بفهمد عربستان سعودی آینه تروریسم است. در زیر لایه نازک رژیم سلطنتی که با بدبینی افراطی با آمریکا دوستی دارد؛ جامعه سعودی قرار دارد که به شدت اهل تخاصم است و به طرز قابل انفجاری ماهیت ارتجاعی دارد.

این امر بدین خاطر است که حاکمان سعودی این گونه می اندیشند، در مساجد این کشور، به ایالات متحده (و الباقی غرب) به مثابه چشمه تمام شرارت ها نگریسته می شود.

حداقل باقی جهان غرب نمی بایست چشمان خود را بر روی تمام آن اسید بی انتهایی که سعودی ها آماده اند روی صورت ما بپاشند ببندند.

تحت حمایت ترامپ؟

شاید حقیقت شگفت انگیز در تمام این ماجرا این باشد که ترامپ احتمالا هیچ یک از این ها را نفهمیده است. ذهن او در سطح دیگری کار می کند.

بخشی از توضیح ماجرا می تواند این باشد که ترامپ – همیشه به دنبال کسب تایید است – به کلی از اینکه به عنوان مداخله گر اصلی آمریکا نقش آفرینی کند لذت می برد. این دلیل آن است که در جریان دیدار اخیرش از عربستان سعودی عاشق این بود که نقش “آدم گنده” ماجرا را ایفا کند و میزبانان نیز همچون کمانچه ای او را نواختند. حتی با نصب بنرهای بسیار بزرگ از صورت او به نیاز خودبینی او پاسخ دادند.

بخش دیگر ماجرا این است که رئیس جمهور ایالات متحده احتمالا می خواهد در حق سعودی ها، متحد دیرینه ایالات متحده و مشتری عالی محصولات نظامی آمریکا، لطفی کرده باشد.

در دنیای ترامپ، این اقدامی کاملا منطقی است: همیشه حق با مشتری است (اگر مشتری هم ترامپ را راضی نگه دارد)

پس جای تعجبی ندارد که پس از بازگشت از عربستان و در جریان تحریم قطر توسط سعودی، ترامپ از سر انجام وظیفه آن توئیت را ارسال کرد تا اقدام سعودی را تطهیر کند.

مداخله گر اصلی

آنچه در آن نمی توان تردید کرد این است که با حضور ترامپ در دفتر بیضی (اتاق رئیس جمهور در کاخ سفید)، آماتوری خطرناک مشغول بازی هایی است که معنای اصلی آنها را ملتفت نیست.

خبر غم انگیز این است که دونالد ترامپ، بازاریابی کهنه کار که به هر کس که اسم یا صورت او را در محصولات یا خدمات خود بگذارد قیمت بالایی پرداخت می کند، اینک به طور موثری به لابی گر اصلی سعودی ها نه فقط در ایالات متحده که در تمام دنیا بدل شده است.

حیرت انگیز اینکه برای انجام این وظیفه حتی لازم نیست او را ربود یا به گروگان گرفت. او داوطلب این کار است.

منبع : سالن / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی/33

انتشار اولیه: پنج شنبه 15 تیر 1396 / انتشار مجدد: سه شنبه 27 تیر 1396

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *