وضعیت صادرات گاز ایران

[ad_1]

نویسنده: امید شکری کله سر، استاد دانشگاه یالوا – ترکیه

دیپلماسی ایرانی: نفت و گاز در حال حاضر در سبد انر‍ژی جهان حدود 54 درصد سهم دارند و در آخرین و جدیدترین چشم اندازی که در سال 2001 توسط آژانس بین المللی انرژی منتشر شده است، بر اساس بدبینانه ترین سناریو مجموع سهم نفت و گاز به 50 درصد در افق سال 2035 خواهد رسید. بنابراین مسئله نفت و گاز به این زودی حل نمی شود و جهان بشری به این زودی از مصرف نفت و گاز خلاص نمی شود. به نظر می رسد هم ذخایر ایران و هم موقعیت جغرافیایی ایران به گونه ای است که هیچ کشوری بدون توجه به نفت و گاز و موقعیت ژئوپلیتیک انر‍ژی ایران، با ما تعامل نخواهد شد و بنابراین سیاست خارجی ایران ناگزیر با مسئله نفت گره خورده است. تجربه صد سال گذشته نیز این موضوع را تایید می کند که مسئله نفت و جغرافیای انر‍ژی ما، مهم ترین جنبه روابط ما با قدرت های فرامنطقه ای را شکل داده است. البته این ذخایر و موقعیت هم فرصت هایی برای ما ایجاد می کند و هم تهدیدهایی را برای کشور دارد. تهدیدها را در مسائلی مانند توسعه طلبی قدرت های فرامنطقه ای و تمایل آنها برای تسلط بر این ذخایر می توان ملاحظه کرد. به حداقل رساندن تهدیدها و حداکثر استفاده از فرصت ها قطعا نیاز به تعامل فعال میان دو بخش انر‍ژی و به خصوص نفت و سیاست خارجی خواهد داشت. در افق چشم انداز حجم عظیمی از سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز کشور باید صورت گیرد که تحق این هدف نیز بدون تعامل فعال این دو دستگاه بعید است به نحو شایسته ای اتفاق بیفتد. چشم انداز صنعت نفت در “سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404″به شرح ذیل تعریف شده است:

  1. اولین تولیدکننده محصولات پتروشیمی در منطقه از لحاظ ارزش
  2. دومین تولیدکننده نفت در اوپک
  3. سومین تولیدکننده گاز در جهان
  4. دارای جایگاه اول فناوری نفت و گاز در منطقه

با توجه به چشم انداز ترسیم شده در این سند، صنعت نفت کشور باید نقش راهبری خود را از طریق دنبال کردن سیاست های زیر، براساس ماموریت تعریف شده در قانون تاسیس وزارت نفت و نیز سیاست های کلی نظام در بخش انرژی بهبود بخشد.

صادرات گاز به ترکیه

صادرات ایران به ترکیه، حدود ۹۰ درصد حجم صادرات گاز ایران است. ترکیه تنها مشتری بزرگ خارجی گاز طبیعی ایران، دو مشتری دیگر ارمنستان و جمهوری آذربایجان هستند. البته آذربایجان گاز ایران را برای نخجوان می گیرد و در عوض از آستارا به ایران گاز صادر می کند، در حد بده بستان دو همسایه. از نظر حجمی، سقف صادرات ایران به ترکیه، حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب در سال است. اما آمار صادارت گاز ایران نشان می دهد که صادرات واقعی حدود ۹ میلیون متر مکعب بوده است. قرارداد ۲۵ ساله صادات گاز ایران و ترکیه، در سال ۱۳۷۴ امضا شد و از سال ۱۳۸۱ صادرات آغاز شد.

قیمت گاز صادراتی ایران به ترکیه چقدر است؟

ترکیه می گوید، قیمت هر هزار متر مکعب گاز ایران، ۴۹۰ دلار است. در حالی که گاز آذربایحان حدود ۱۵۰ دلار و روسیه ۶۵ دلار ارزان تر است. البته قیمت گاز صادراتی، به کیفیت، حجم خرید سالانه، مسافتی که لوله طی می کند، شرایط آب و هوایی، امنیت و همچنین تعداد مرزهایی که لوله تا رسیدن به مقصد طی میکند بستگی دارد و مقایسه قیمت ها از روی قیمت های اعلام شده ساده انگارانه است. با این حال، به نظر می رسد ترکیه برای خرید گاز، گزینه های ارزانتری دارد. از طرفی در سال های قبل ایران به دلیل مشکل در تامین نیاز داخلی در زمستان، در مواردی صادرت گاز ترکیه را قطع یا محدود کرده است. همچنین چند بار هم خط لوله به دلیل خرابکاری صدمه دیده و صادرات موقتا متوقف شده که در مواردی هم ترکیه ابراز نارضایتی کرده است.

 اختلاف گازی ایران و ترکیه

نخستین اعتراض ترک ها به سال 2009 میلادی باز می گردد، آنها عنوان کردند که قیمت گاز ایران گران است و باید در این باره تخفیف اعمال شود، آنها به دادگاه داوری مراجعه کردند و توانستند 12.5 درصد قیمت گاز آن زمان را تخفیف بگیرند که مبلغی حدود یک میلیارد دلار می شد، البته این یک میلیارد دلار از محل قرارداد با ترکیه برداشت شد. ایران در سال 1388 یک میلیارد دلار بابت اضافه دریافتی قیمت گاز صادراتی به ترکیه پرداخت کرد، که گفته شد این مبلغ طی چند ماه به صورت نقدی در کل تسویه و به ترکیه پرداخت شد. قیمت گاز ارسالی ایران به ترکیه در قرارداد دو طرف بر اساس فرمولی است که به شاخص های مختلفی بستگی دارد، یکی از شاخص هایی که ترکیه می تواند ادعا کند و بهطور معمول نیز از همین ادعاهاست، قیمت گاز وارداتی ترکیه از کشورهای دیگر است. مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران بیان کرد: “در بخش نخست که بحث تامین گاز پایدار بود و ترکیه نیز 25 درصد ادعای خسارت کرده بود و از سال 2005 ادعا داشتند، 100 درصد به نفع شرکت ملی گاز ایران رای داده شد و در این مورد هیچ خسارتی داده نشد.” او گفت: “در ارتباط با قیمت گاز و تعدیل ان نسبت به بازار جهانی (Price Revision)، ادعای آنها 35 درصد بود که سرانجام میان 13 تا 16 درصد تعیین شد و در نهایت نیز مقرر شد قیمت گاز ایران 13.3 درصد از سال 2012 کاهش یابد.” عراقی افزود: “آنها ادعای سال 2011 را داشتند که با استدلال هایی به 2012 تبدیل کردیم، از 2012 تا 2016 این چهار سالی را که ما در اصل پول گاز اولیه را گرفتیم، قیمت باید تعدیل شود و ما نیز باید مبلغ را برگردانیم، البته آنها ادعایشان بر این بود که همه 1.9 میلیارد دلار را یک جا دریافت کنند که ما گفتیم تحت هیچ شرایطی چنین چیزی امکان پذیر نیست و پولی را که در این مدت چهار سال داوری (ICC) عنوان کرده که گرانتر بوده ما به مرور و به همین مقدار که دریافت کردیم برگردانیم. تنها راهی که داریم این است که مقدار گازی را که ارسال می کنیم از صورتحسابها برگردانیم، اکنون 1.9 میلیارد دلار به یک میلیارد تغییر کرده به این معنا که در ظرف پنج تا 6 ماهه 900 میلیون دلار پرداخت شده است.” به گفته او در 6 ماه گذشته حدود 900 میلیون دلار از صورتحساب و این روند تا اوایل سال آینده ادامه دارد، و این 30 میلیون مترمکعبی که به ترکیه صادر می شود در قبال پولی است که در گذشته دریافت شده، هم اکنون در حال کسر شدن است.

صادرات گاز به عراق

عراق پس از ترکیه، دومین مقصد صادراتی گاز ایران است و هدف از صادرات گاز ایران به این کشور 40 میلیون نفری تامین سوخت مورد نیاز نیروگاه های این کشور است. اولین مذاکرات صادرات گاز ایران به عراق به اواخر دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد باز می گردد، به طوری که «تفاهم نامه» صادرات گاز ایران به عراق در سال 91 امضا و «قرارداد» صادرات گاز طبیعی بین ایران و عراق در 30 تیر ماه 1392 بین شرکت ملی گاز ایران و وزارت نیروی عراق در بغداد نهایی شد. در اولین مذاکرات صورت گرفته میان مسئولان وقت وزارت نفت ایران و عراق قرار بود صادرات گاز در فاز نخست روزانه 25 میلیون متر مکعب باشد، اما در مذاکرات بعدی حجم صادرات گاز در فاز نخست به 40 میلیون متر مکعب در روز رسید. براساس مذاکرات صورت گرفته گاز ایران برای مدت 6 سال قرار است به عراق صادر شود که در فاز اول صادرات گاز ایران به عراق روزانه ٢٥ میلیون مترمکعب گاز به بغداد صادر می شود، با امضای الحاقیه، این مقدار در روزهای گرم به ٣٥ میلیون مترمکعب می رسد. به طوریکه براساس تفاهم نامه ای که امضا بین ایران و عراق امضا شده است در 9 ماه اول روزانه 7 میلیون متر مکعب گاز به عراق صادر خواهد شد و به مرور زمان و طی تقریبا 2 سال بعد به روزانه 25 میلیون متر مکعب می رسد. نفت و گاز در حال حاضر در سبد انر‍ژی جهان حدود 54 درصد سهم دارند و در آخرین و جدیدترین چشم اندازی که در سال 2001 توسط آژانس بین المللی انرژی منتشر شده است، بر اساس بدبینانه ترین سناریو مجموع سهم نفت و گاز به 50 درصد در افق سال 2035 خواهد رسید. بنابراین مسئله نفت و گاز به این زودی حل نمی شود و جهان بشری به این زودی از مصرف نفت و گاز خلاص نمی شود.

صادرات گاز ایران به عمان

بر اساس یادداشت تفاهمی که سال ۲۰۱۳ میلادی بین وزیران نفت و انرژی ایران و عمان امضا شده بود، دو طرف توافق کردند که در مدت بسیار کوتاهی عملیات احداث خط لوله گاز ایران به عمان آغاز شود. حجم این قرارداد ۱۰ میلیارد متر مکعب در سال است و قرار است خط لوله صادراتی گاز ایران از طریق رودان در استان هرمزگان به «صحرای صحار» در عمان وارد شود و بعد به شبکه داخلی گاز عمان متصل شود.

صادرات گاز به پاکستان

پاکستان یکی از مصرف کنندگان مهم انرژی در منطقه به حساب می آید؛ واردکننده ای که با وجود همسایگی با ایران به عنوان دومین تولیدکننده گاز در دنیا تا به حال از ایران گاز نخریده اگرچه سال هاست طبق قراردادی که دارد موظف به ایجاد زیرساخت های لازم برای واردات گاز از ایران شده است. قرارداد گازی میان ایران و پاکستان باقی مانده از طرحی است که زمانی قرار بود “خط لوله صلح” باشد، قرادادی که توافق نامه اولیه ان با پاکستان در سال ۱۹۹۵ به امضا رسید و سپس در سال ۱۹۹۹ هند نیز به این توافق مشترک گازی پیوست. این قرارداد در ۲۰۰۴ مورد بازبینی قرار گرفت و جزئیات آن روشن شد، اما پنج سال بعد هند با بهانه هایی در مورد امنیت و قیمت معاهده نسبت به آن سرد شده و از تعهد سه جانبه کناره گری کرد. در سپتامبر ۲۰۱۲ عملیات اجرایی معاهده آغاز شده و روسای جمهور وقت دو کشور توافق کردند در این زمینه همکاری داشته باشند، بر اساس این همکاری پیش بینی شده بود که پاکستان نیز خط لوله خود را طی ۲۲ ماه تا مرز ایران بکشد. بر اساس این معاهده گازی قرار شد با شروع عملیات لوله گذاری تا سال ۱۳۹۳ صادرات گاز از طریق خط لوله به کراچی آغاز شود. این قرارداد ۲۵ ساله ایران را متعهد می کند که صادرات گاز در روز از حجم ۱۴ میلیون متر مکعب را آغاز کرده و آن را در دو فاز به ۲۱ و ۳۰ میلیون متر مکعب افزایش دهد. نفت و گاز در حال حاضر در سبد انر‍ژی جهان حدود 54 درصد سهم دارند و در آخرین و جدیدترین چشم اندازی که در سال 2001 توسط اژانس بین المللی انرژی منتشر شده است، بر اساس بدبینانه ترین سناریو مجموع سهم نفت و گاز به 50 درصد در افق سال 2035 خواهد رسید. بنابراین مسئله نفت و گاز به این زودی حل نمی شود و جهان بشری به این زودی از مصرف نفت و گاز خلاص نمی شود.

صادرات گاز به امارات

قرارداد گازی است بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت اماراتی کرسنت پترولیوم دوبی که در سال 2001 (1381) منعقد شده است. مذاکرات اولیه این قرارداد از سال 1997 آغاز شد و در نهایت، سال 2001 منجر به تفاهم مشترک شد. بر اساس مفاد این قرارداد، با لوله کشی در خلیج فارس، گاز میدان سلمان به امارات (مخزن مشترک با ابوظبی)، به میزان روزانه 500 میلیون فوت مکعب به امارات صادر کند. براساس مذاکرات انجام شده، ایران متعهد می شد گاز ترش (فراوری نشده) تولیدی میدان گازی سلمان را به مدت 25 سال و از آغاز سال 2005 میلادی به امارات متحده عربی صادر کند. حجم صادرات هم قرار بود از 500 میلیون مترمکعب گاز آغاز شود و به تدریج به 800 میلیون مترمکعب در روز برسد. بهای فروش گاز در قرار داد یاد شده بر پایه ۱۰۰۰ متر مکعب گاز، معادل یک بشکه نفت در نظر گرفته شد. در این قرارداد، برای ۷ سال اول فروش گاز ایران قیمت نفت به صورت ثابت و به میزان ۱۸ دلار برای هر بشکه نفت تعیین شده و بهای فروش هر ۱۰۰۰ متر مکعب گاز نیز به همین نسبت ۱۷.۵ دلار در نظر گرفته شد. برای ۱۸ سال بعد از ۷ سال اولیه و تا پایان زمان ۲۵ ساله قرارداد، قیمت فروش گاز بر پایه قیمت نفت خام دبی (۴۰ دلار در هر بشکه)، به صورت ثابت هر ۱۰۰۰ متر مکعب ۳۸.۸۵ دلار تعیین شد. علاوه بر قیمت بسیار پایین اولیه گاز و تثبیت قیمت در دوران ۷ ساله و ۱۸ ساله قرارداد، امضاء پیمان در شرایط استثنایی صورت گرفت و شرکت کرسنت نخستین شرکت تجاری بود که بدون رقیب به عقد چنین قراردادی ایران نائل شد در حالی که کلیه قراردادهای پیشین فروش گاز مستقیما با دولت های خریدار صورت گرفته بود پیش بینی سودآور بودن قرارداد فروش گاز به کرسنت با ارقام نجومی، در حدی بود که بعد از عرضه سهام شرکت «دانا» در بورس امارات، دارایی اسمی آن، به دلیل افزایش بهای سهم، نزدیک به ۸۰ میلیارد دلار افزایش یافت.

صادرات گاز به اتحادیه اروپا

صادرات گاز به کشورهای اروپایی هم مهم است اما در اولویت دوم ایران قرار دارد و به دلایلی که ذکر می شود انجام آن در شرایط فعلی مقرون به صرفه نیست. صادرات گاز به اروپا مستلزم کشیدن خط لوله بسیار طولانی تری نسبت به کشورهای حوزه خلیج فارس است. همانطور که می دانید تنها مسیر منطقی صادرات گاز از ایران به اروپا، ترکیه است هرچند که در گذشته مسیرهای انتقال متعددی از جمله عراق، سوریه، خط لوله اسلامی، ارمنستان و گرجستان مورد بررسی قرار گرفتند اما در حال حاضر، ترکیه گزینه مناسب ایران برای صادرات گاز به اروپاست. خط لوله مورد نیاز برای انتقال گاز از عسلویه به مرز ترکیه حدود ۲ هزار کیلومتر است؛ صادرات گاز از ترکیه به نخستین کشور اروپایی نیز مستلزم حداقل ۲۰۰۰ کیلومتر دیگر خط لوله است که در مقایسه با خط لوله ۲۰۰ کیلومتری به کشورهای حاشیه خلیج فارس طول بسیار بالاتری دارد. از طرفی ترکیه به دلیل سیاست های اتخاذی خود، حاضر به ترانزیت گاز ایران نیست. این کشور مایل است به عنوان هاب گازی خود دریافت کننده و توزیع کننده گاز باشد که این مسئله به هیچ وجه مورد پذیرش ایران نیست. با توجه به این موارد، ایران همیشه از کشورهای اروپایی متقاضی گاز ایران خواسته که خود مستقیم با ترکیه وارد مذاکره شوند و این کشور را متقاعد کنند که تنها به تراتزیت اکتفا کند و اجازه دهد ایران خود به بازار مصرف دسترسی داشته باشد. افزون بر مسائل لجستیکی و ژئوپلیتیکی موجود در رابطه با صادرات گاز ایران به اروپا، بحث قیمت هم مطرح است. زمانی می توان به این اقدام به صورت عملی اندیشید که بتوان با قیمت های بالا، نیازهای منطقه را پوشش داده و مازاد آن را به بازارهای اروپا صادر کرد.

انتشار اولیه: شنبه 27 خرداد 1396 / انتشار مجدد: جمعه 9 تیر 1396

[ad_2]

لینک منبع

شرق موصل خوشبخت، غرب در فلاکت

[ad_1]

نویسنده: تامر القباشی – علی نبهان

دیپلماسی ایرانی: دستکم سه مشروب فروشی از زمان خروج شبه نظامیان از بخشی از شهر موصل در ماه ژانویه دوباره کرکره خود را بالا داده اند. تبلیغات لباس زیر زنانه، تلفن های همراه و باقی محصولاتی که توسط افراط گرایان ممنوع شده بود – دوباره در شهر نمود دارد.

تصویر آن سوی رودخانه دجله متفاوت است. در غرب موصل نیروهای عراقی همچنان مشغول نبرد خیابانی با داعش هستند. حملات هوایی ائتلاف به رهبری ایالات متحده محله ها را با خاک یکسان کرده است و تمام 5 پلی که شرق را به غرب متصل می کرد و شبه نظامیان به عنوان خط تدارکات استفاده می کردند منهدم شده اند.

این تفاوت های جدی میان شرق و غرب شهر بر اضطرار برای آزادسازی کامل دومین شهر بزرگ عراق افزوده است. مقامات می گویند نبرد طولانی در غرب موصل ممکن است باعث افزایش نارضایتی در شهری شود که روزگاری به داعش و قبل از آن القاعده خوشامد گفته بود و زمین آن برای استخدام داوطلبان افراط گرا بارور است.

لیز گرند، هماهنگ کننده امور بشردوستانه سازمان ملل در عراق می گوید:” اگر زمان زیادی طول بکشد تا این بخش شهر به زندگی عادی برگردد، ما می توانیم انتظار تنش های اجتماعی بسیار دشواری داشته باشیم که مدیریت آن سخت است.”

ارتش عراق می گوید کمتر از 10 درصد غرب موصل هنوز در اختیار داعش است. خانواده هایی که در شرق شهر در پارک ها خرامان قدم می زنند و در عصری گرم برای خرید بستنی صف می بندند، می توانند صدای انفجارها و توده های دود که در غرب بلند می شود را مشاهده کنند.

احمد عبیدی، 45 ساله و طلافروش که هنگام فرار از غرب برای حفظ جانش، مغازه اش را رها کرده و اینک بیکار نشسته است تا امکان بازگشت دوباره مهیا شود می گوید:” آینده ما و موصل تاریک است. این شهر از هم گسسته است.”

بسما بسیم، رئیس شورای شهر، برای دریافت بودجه بیشتر برای بازسازی بخش هایی از غرب موصل که اینک آزاد شده فشار می آورد. این زن می گوید:” مردم غرب احساس می کنند شهروند درجه دو هستند. ” به گفته او ساکنین غرب موصل” ما را به خاطر اینکه به آن ها کمک نمی کنیم سرزنش می کنند، آن ها مقایسه می کنند که زندگی در شرق موصل چقدر زود به حالت عادی بازگشت.”

خانم بسیم و دیگران در شهر می گویند که این احساسات در غرب موصل ریشه تاریخی دارد. مردم غرب موصل به طور سنتی از بخش شرقی کامیابی کمتری داشته اند و در چشم بسیاری از مقامات ارتش و دولت عراق با افراط گرایان همدل هستند، این تصور از زمان اشغال عراق توسط ایالات متحده در سال 2003 حاکم بوده است. خانم بسیم می گوید نگران است این کلیشه های ذهنی بر این موضوع که بازسازی موصل چه اولویت مهمی است سایه بیندازد.

موج جمعیت در شرق موصل اجاره بهای منازل را بالا برده است و مدارس چنان مملو از جمعیت اند که دانش آموزان به صورت شیفتی سر کلاس حاضر می شوند.

وائل سالم که چندین فروشگاه لباس در غرب موصل دارد می گوید اجاره بالاتری داده است تا خانه ای کوچکتر در شرق موصل کرایه کند. آقای سالم، 37 ساله خشنود است که می تواند لباس هایی با عکس های رنگی، که داعش ممنوع کرده بود، را مجددا بفروشد اما می گوید از آنجا که دولت حقوق ها را پرداخت نکرده اوضاع کسب و کار کم رونق بوده است. وی در خصوص غرب موصل می گوید:” بازسازی آنجا برای حیات کل ناحیه حیاتی است.”

ساکنین شرق موصل می گویند بازسازی فی الفور بخش آن ها محصول سختکوشی و پول آن ها است –پول هایی که پس انداز کرده بودند یا قرض گرفتند. آن می گویند، (دولت مرکزی در) بغداد تنها به آن ها چند ساعت برق در روز و همچنین آب داد و برخی از بلوارهای بزرگ شهر را بازسازی کرد. علی الدواچی، یک وکیل در غرب موصل می گوید:” کامیابی در بخش شرقی شهر دسترنج مردم موصل است.”

در مقایسه با دیگر شهرهایی که از دست داعش آزاد شده اند، همچون تکریت، رمادی و فلوجه، بازسازی شرق موصل سریع انجام شده است. به گفته وزیر مهاجرت عراق از زمان خروج داعش در اواخر ژانویه، نزدیک به 90 درصد از ساکنین به شهر بازگشته اند.

در تکریت یک سال طول کشید تا این درصد از ساکنین به شهری بازگردند که به مراتب کوچکتر از موصل است. به گفته سازمان ملل تنها ۳۴ هزار نفر از ساکنین غرب موصل به آنجا برگشته اند.

ژنرال جوزف مارتین، فرمانده کل نیروهای زمینی ایالات متحده در عراق که سه بار به غرب موصل سر زده است می گوید:” عراقی های شرق موصل خیلی جان سخت بودند، مو به تنم راست می شود وقتی در این باره حرف می زنم، پیشرفت در آنجا غیرقابل انکار است.”

نشوان المادیدی، زرگر 45 ساله تخمین می زند که او و برادرانش 200 هزار دلار از درآمد و تجهیزات خود را در جریان گریز از غرب موصل در ماه دسامبر از دست دادند. می گوید پول کافی ندارد تا در موصل مغازه ای دیگر باز کند. ” ما اینجا همچون غریبه ها هستیم.”

منبع: وال استریت ژورنال / ترجمه سامان صفرزائی

انتشار اولیه: پنج شنبه 25 خرداد 1396 / انتشار مجدد: جمعه 9 تیر 1396

[ad_2]

لینک منبع

حماس در سایه اساسنامه جدید به دنبال تعامل با همه است

[ad_1]

عبدالرحمن فتح الهی – در اول ماه می چند سند سیاسی جدید حماس در دوحه منتشر شد؛ سندی که انتشار آن موجی از جنگ رسانه ای موافقان و مخالفان را به راه انداخته است. برخی معتقدند که حماس از اصول انقلابی خود عقب نشینی کرده و برخی دیگر معتقدند این سند سیاسی تنها یک تغییر تاکتیک است. همزمان با شصت ونهمین سالروز تشکیل رژیم اشغالگر قدس، خالد مشعل رئیس سابق دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) اساسنامه جدیدی را رونمایی کرد؛ اساسنامه ای که در 42 بند، سیاست های کلی این جنبش را تشریح می کند. مهم ترین تغییرات این سند نسبت به اساسنامه قبلی این است که در سند جدید نابودی رژیم صهیونیستی به صراحت اعلام نشده، ضمن آنکه تشکیل دولت در مرزهای 1967 پیش بینی شده است. برخی ها این دو مسئله را عقب نشینی بزرگ حماس می دانند؛ اما باید توجه داشت که از نظر محتوایی تغییر چندانی در این اساسنامه ایجاد نشده است، بلکه بیشتر تغییر در لحن گفتار مشاهده می شود.

طبق بند 20 سند جدید، حماس از هیچ بخشی از سرزمین فلسطین صرف نظر نخواهد کرد. حماس هر جایگزین دیگری به جای آزاد کردن کامل فلسطین از دریای مدیترانه تا رود اردن را رد می کند، رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی شناسد و از هیچ یک از حقوق فلسطینی ها نیز چشم نمی پوشد. حماس همچنین برپایی دولت مستقل و کامل دارای حاکمیت ارضی فلسطین بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ را به همراه حق بازگشت پناه جویان و آوارگان را به خانه ای که ازآن بیرون شده اند، توافق ملی مشترک قلمداد می کند.حماس همچنان در اساسنامه جدید تأکید کرده که موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و نخواهد شناخت و مرزهای کشور فلسطین را همان مرزهایی می داند که پیش از شکل گیری اسرائیل در سال ۱۹۴۸ سرزمین فلسطین را تعریف می کرد. از این نظر تنها تغییر جزئی که در اساسنامه داده شده، پذیرش تشکیل کشور مستقل فلسطین در محدوده مرزهای پیش از سال ۱۹۶۷، یعنی در کرانه باختری و باریکه غزه است. در بند یک سند جدید هدف حماس  “آزادسازی فلسطین و مبارزه با پروژه صهیونیسم” عنوان شده و در بخش مقدمه آمده است:  “مقاومت تا تحقق پروژه آزادسازی، بازگشت آوارگان و تشکیل کشور با حاکمیت کامل به پایتختی قدس ادامه خواهد داشت. “در بند 25 سند جدید به بحث سلاح و مقاومت مسلحانه جنبش حماس اشاره شده و بر ادامه مقاومت تأکید شده است. در مجموع می توان گفت که حماس در سند جدید خود تا حدودی راهبرد اصلی خود، یعنی  “مقاومت” را حفظ کرده، اما در تاکتیک خود تغییراتی ایجاد کرده است.

تحلیل چیستی وچرایی این اساسنامه، تاثیرات آن بر عملکرد حماس و همچنین مسئله سفر 22 ماه می ترامپ به سرزمین های اشغالی موضوع گفتگویی است با دکتر خالد قدومی، نماینده دفتر حماس در تهران که در ادامه می خوانید :

در راستای ارائه اساسنامه جدید حماس برخی از تحلیل ها ناظر بر تاثیرگذاری عواملی غیر از فلسطینیان بر آن بوده است از فشارهای ترکیه و قطر تا سرنوشت اخوان المسلمین بواسطه اینکه احتمال دارد در لیست گروه های تروریستی آمریکا قرار بگیرد تا تاثیرگذاری کشورهایی مانند امارات، عربستان و مصر. اما از دید شما کدام یک از این دلایل و سناریوها را در تغییر و ارائه اساسنامه جدید حماس موثر می دانید؟

در خصوص این سوال شما قبلا هم اشاره داشته ام تصمیمات ما تصمیماتی سازمانی است یعنی اینکه کلیه اقدامات ما نهادینه و فکر شده است و این گونه تصمیمات قطعا از دل یک چارچوب و موسسه شورایی خارج می شود و چیزی به نام فشار، خواسته، توصیه یا سناریوهایی که شما به آن اشاره کردید وجود ندارد اما در مقابل هم نمی توان این نکته را انکار کرد که حماس در بستر و محیطی به حیات سیاسی – اجتماعی خود ادامه می دهد که این عوامل و بازیگرانی که شما نام بردید در صحنه بین الملل و منطقه خاورمیانه وجود دارد. به هر حال این بستری که حماس در آن حضور دارد و از این عوامل هم امکان دارد تاثیر بگیرد اما این تاثیرگذاری در حدی نیست که بتوان از آن به عنوان فشار بر حماس یاد کرد؛ چرا که در حماس مسئله ای به نام عقلانیت و اعتدال وجود دارد و بر این اساس تصمیمات و اقدامات خود را پیش می برد، اما با توجه به این نکات سندی که از آن رونمایی شد اصول و مفاد بسیار مهمی در آن وجود دارد که جزء اصول بسیار مهم در روابط بین الملل است، بنابراین در این سند کشورها و سایر بازیگران می توانند روابط خود را با حماس یا بالعکس تنظیم کنند و همین طور هم که اشاره شد حماس معتقد به داشتن روابط متعادل در بستر روابط عربی-اسلامی و بین المللی است.

اما در راستای گفته های شما هر گاه این سوال پرسیده شود که چرا در چنین زمانی حماس دست به چنین تغییری در اساسنامه خود زده است حتما در جواب گفته خواهد شد که حماس هر زمان دیگری چنین اقدامی انجام دهد باز این سوال پرسیده خواهد شد اما جدای از این نکته اقتضائات زمانی امروز چه شرایطی داشته است که حماس در بستر آن اقتضائات اقدام به تغییر و ارائه اساسنامه جدید برای خود کرده است؟

نه این مسئله را که بگوییم حماس در یک حرکت آنی و سریع دست به تغییر اساسنامه زده نادرست است بلکه این اساسنامه ثمره 5 سال کار و تلاش و تحقیق است و این مطلب هم از سوی خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس در همان جلسه ارائه اساسنامه جدید مطرح شد، پس می بینید که این اساسنامه نتیجه 5 ساله یک گروه کاری است و این اساسنامه بواسطه چنین تلاش هایی تدوین شده است.

اما تغییر کادر رهبری از خالد مشعل به اسماعیل هنیه در 6 می بعد از تدوین هم، آیا در راستای همان تغییرات در حماس بود یا بدلیل رسیدن موعد انتخاباتی این تغییرات صورت گرفته است؟

چنین تغییراتی فقط و فقط بدلیل رسیدن موعد انتخابات بوده است.

اما برخی از تحلیل ها ناظر بر این بود که خالد مشعل تا قبل از پایان دوره ماموریتی خود تدوین و ارائه اساسنامه جدید حماس را به عنوان وظیفه و نوعی مسئولیت برای خود دانسته بود؟

خیر چنین مسئله ای صحت ندارد. من این تحلیل ها را بدور از واقعیت می بینم چرا که هیچ گاه آقای خالد مشعل به چنین ماموریتی برای خود اشاره نکرده، باز هم تاکید دارم اساسنامه یک کار 5 ساله مشورتی است و مضافا این سند بیانگر و نمایانگر حرکت جنبش اسلامی حماس است، بدین معنا که این اساسنامه نه بیانگر حرکت یک فرد بلکه بیانگر تلاش های جمعی کل حماس است و همچنین در جلسه ارائه این سند تمام رهبران حماس در هر دو شاخه چه سیاسی و چه نظامی حضور داشتند.

شما به شاخه نظامی (گردان عزالدین قسام) حماس اشاره کردید برخی از رسانه ها از وجود اختلاف بعد از ارائه این سند میان شاخه نظامی و شاخه سیاسی حماس خبر دادند شما به عنوان نماینده حماس در ایران چگونه این مسئله را تحلیل می کنید؟

ببینید شایعات در حوزه رسانه ها بسیار زیاد است، از همان بدو تاسیس حماس تا کنون و در مراسم رونمایی از سند اساسنامه، آقای یحیی السنوار، رئیس دفتر سیاسی حماس در غزه و همچنین قائم مقام شاخه نظامی حماس (گردان عزالدین قسام) حضور داشتند، اما این سند جدید در قیاس با سند پیشین چهارم ژوئن 1988 بسیار مشی اعتدالی را برای خود در نظر گرفته است.

آیا این به معنای معتدل شدن حماس در دوره پس از این اساسنامه اول می 2017 است؟

این سوال بسیار مهم است نکته اساسی اینجاست که چگونه ما حرکت حماس را  ببینیم و چه قرائتی از آن داشته باشیم. حرکت حماس از همان بدو تشکیل تاکنون پوسته خود را تغییر نداده و همچنان به اصول و ارزش های خود پایبند است و همچنان به کل سرزمین فلسطین از بحر تا نهر اعتقاد دارد و همچنان اصرار و پایبندی دارد به بازگشت آوارگان و پناهندگانی که از سرزمین خود بیرون رانده شده اند و همچنان بر پایتخت بودن قدس و بیت المقدس اصرار دارد و همچنان این 4 اصلی که از همان ابتدا وجود داشته امروز هم به آن پایبند است، در بستر چنین شرایطی حالا قرائت متفاوت دیگران در این میان وجود دارد که بر اساس دیدگاه ها و اندیشه های خود نسبت به حماس این دیدگاه ها وجود دارد، اما فارغ از تمام این آراء سلیقه ای متفاوت حماس بدون تغییر همان حرکت مقاومتی است که بوده. اما مسئله تازه ای که در سند حماس وجود دارد نشانه رشد و بالندگی حماس است. نشانه پختگی و کارآمدی سیاسی حماس است. ببینید این اساسنامه یک مانوری بوده برای تغییر در تاکتیک ها نه در اصول، ارزش ها، آرمان ها و استراتژیک و همان طور که گفتم این سند اصول و مبانی است برای روابط بین الملل که متناسب با شرایط و اقتضائات منطقه که در آن تنش و تشنج وجود دارد تنظیم شده است. بنابراین این سند یک صفحه و فصل جدید است که تلاش دارد راه حل اساسی برای مسئله فلسطین در بازپس گیری حقوق مردم فلسطین داشته باشد و این که از جانبداری یک سویه از رژیم صهیونیستی دست بکشد. به هر حال ملت فلسطین هم مانند تمام ملت های جهان دوست دارد که در آرامش، امنیت و ثبات به زندگی خود ادامه دهد، اما این مسئله نباید به ضرر اصول و حقوق حقه فلسطینیان باشد و این اساسنامه در همین راستا یک زبان بین المللی به روز را در دل خود دارد.

اما در نگاهی به اساسنامه 42 بندی حماس مسئله اساسی به بند بیستم آن که اشاره به مرزهای 1967 دارد مورد مناقشه، تفسیر و تحلیل های فراوان قرار گرفته و حاشیه هایی را برای این سند و اساسنامه جدید حماس بوجود آورده است. نظر شما در این باره چیست؟

ببینید من مثل دیگران مشکلی در بند بیستم نمی بینم، منتهی مناقشه در این است که دیگران چه برداشتی از این بند دارند و از چه زاویه ای به آن نگاه می کنند نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که حتی قرآن مورد تفسیرهای متفاوت و گوناگونی قرار گرفته که متاسفانه برخی از آنها نادرست است. قطعا هم سند اساسنامه جدید حماس از این تفاسیر متفاوت و گوناگون در امان نبوده و از این قاعده مستثنی نیست. در اصل بیستم از یک شاخص هایی صحبت شده که به مرزهای 1967 اشاره دارد. در این خصوص ما طرحی را ارائه نداده ایم. در این بند مورد اشاره نه دیروز نه امروز و نه در آینده حماس هیچ مشروعیتی برای اسرائیل قائل نیست و این جزئی از ماهیت وجودی مقاومت است. آن روز که مقاومت اسرائیل را به رسمیت بشناسد از هویت وجودی خود و از مشروعیت مقاومت دست کشیده است. شاخص سوم مرزهای 1967 قائل به یک بسته است و این بسته از این قرار است که یک کشور با حاکمیت و تمامیت ارزی به پایتختی قدس، بازگشت آوارگان و پناهندگان بدون اعتراف به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و این یک بسته کامل و به روزی است که هر کدام از بندهای آن تحقق نیابد سایر بندهای آن تحقق نمی یابد و شاخص چهارم که در این بسته عنوان شده که سه شاخص قبل باید از درون یک توافق ملی که همه گروه ها و احزاب و جریان های ملت فلسطین در آن حضور داشته باشند صورت بگیرد. این مسئله به گونه ای نیست که فقط به تنهایی فتح یا حماس یا هر گروه فلسطینی دیگر بتواند آن را انجام دهد یا یک مشروعیتی به رژیم صهیونیستی بدهد، قطعا این گونه نیست.

اما اشاره مستقیم و صریح به مرزهای 1967 به نوعی اعتراف به آن است و به گونه ای مرزهای 1948 در اولویت بعدی قرار می گیرد. در این رابطه دو دیدگاه وجود دارد اول اینکه بیان صریح مرزهای 1967 در بند 20 به نحوی اعتراف و التزام حماس به آن مرزهاست و دیدگاه دوم که حماس این مسئله را در اساسنامه بعنوان برنامه ای گام به گام و پله به پله می داند یعنی ابتدا با حضور در مرزهای 1967 و استقرار و استحکام در آن به مرزهای 1948 نگاه دارد، آیا اساسا حماس چنین برنامه ای دارد؟

ببینید مفهوم گام به گام در رسیدن به هدف غایی یعنی آرمان و آزادی فلسطین هیچ گونه مشکلی ندارد و شاهد این مدعا اینکه مقاومت چگونه موفق شد هزینه های سنگینی را به رژیم اشغالگر فلسطینی در دو حوزه امنیتی و مادی تحمیل کند که وادار شد در 2005 از غزه خارج شود. وقتی چنین اتفاقی افتد همه از کشور حماس و دولت حماس و حمازستان و … در رسانه ها سخن گفتند، ولی می بینید که در مقابل این حرکت های تند و گاهی نابخردانه، حماس از طریق دموکراسی و انتخابات در سال 2006 اکثریت پارلمان را از آن خود کرد. بعد از آن هم از بنیه و نیروی نظامی خود غافل نبود که دلیل آن هم ورود در سه جنگ علیه رژیم صهیونیستی بود و اگر چه در هر سه جنگ رژیم صهیونیستی آغازگر جنگ بود، اما مقاومت و حماس به دفاع از مردم غزه پرداختند و این نشان می دهد که حماس در باسازی و استحکام نیروی مقاومتی خود تلاش های بسیاری داشته است و توانست ارتش آزادی بخش قدس را هم تشکیل دهد. در نتیجه فکر و ایده تدریجی و گام به گام بسیار عقلانی است و عامل کنترل کننده ای که همچنان حماس پایبند به این امور باشد و اینکه به راه خود تا هدف غایی رسیدن به آزادی کل فلسطین است ادامه دهد. این چهار عامل مترقی چهار فاکتوری است که در بند 20 مشخص شده و در راس این شاخصه ها و پارامترها این است که ما رژیم صهیونیستی را هیچ گاه به رسمیت نشناخته و نخواهیم شناخت. این به معنای آن است که حماس در پی بازپس گیری کل فلسطین از یوغ اشغالگری اسرائیل است.

اما تغییراتی مانند حذف یهود و تفکیک میان صهیونیست و یهودیت نشانه ای بارز از گرایش به مشی اعتدال در اساسنامه جدید است. خالد مشعل هم در مراسم رونمایی از سند بر مسئله اعتدال بسیار تاکید داشت. اما آیا چنین رویکردی می تواند در رقابت حماس (نه به معنای منفی و سلبی آن) با جنبش جهاد اسلامی تاثیر سوئی هر چند کم داشته باشد؟ این مسئله باعث کاریزماتیک تر شدن شخصیت رمضان عبدالله نمی شود؟ هر چند که بسیاری معترفند که اساسنامه جدید یک اساسنامه مترقی و حتی با در نظر گرفتن بند 20 چنین اساسنامه ای برای حماس یک گام رو به جلو است؟

اعتدال یک ویژگی جدی و اساسی در مشی و منهج حماس است. حماس نماینده و بیانگر اسلام ناب محمدی است که همان اسلام میانه روست. در عین حال یک جنبش رهایی بخش ملی است و در این خصوص هم من قبلا گفتم مشکل قرائت های متفاوت و بازخوانی های گوناگون از این اساسنامه وجود دارد. در اینجا مسئله تروریسم و اندیشه های تندروانه مطرح می شود و در میان رژیم صهیونیستی و غربی ها تلقی آنها از اسلام این است که هیچ فرقی میان مسلمانان قائل نمی شوند و کل مسلمانان را تروریست می دانند از ایران و ترکیه و قطر تا فلسطین و لبنان و عربستان و …، و مطمئن باشید آنها هیچ گونه تفاوتی میان مسلمانان قائل نیستند. اما در  رابطه با خود جنبش حماس هم بگویم که رابطه ما با جنبش جهاد اسلامی و شخص رمضان عبدالله بسیار متین و حسنه است و رابطه رقابتی به معنای منفی نیست بلکه به معنای رابطه رقابتی در موازات تکاملی و مشارکتی است. در مورد پروژه آزادسازی نیز میان ما هیچ گونه اختلافی وجود ندارد. در عین حال انتقاداتی هم درباره جزئیات رفتاری هر حزب و جریانی مطرح می شود؛ این حق مسلم هر کسی است و ما هم به آن احترام می گذاریم. در عین حال از آن استقبال کرده و ارج می نهیم. ما تمام انتقاداتی که نخبگان جهان عرب و اسلام از ما می کنند را پاس می داریم و هر جا که بشود از این انتقادات به عنوان شاخصه های رشد برای حماس استفاده می کنیم و به سمت هدف نهایی که برای خود پیش بینی کرده ایم پیش می رویم. پس مسئله اینکه با ارائه چنین سندی جایگاه حماس پایین بیاید یا جایگاه جنبش جهاد اسلامی بالاتر برود یا اینکه تاثیری در کاریزمای رمضان عبدالله داشته باشد ندارد، بلکه مسئله این است که ما اصول و مبانی را در سایه این اساسنامه تثبیت و تحکیم کنیم، برای مثال به مسئله تفکیک یهود و صهیونیسمی که شما اشاره کردید باید بگویم که حتما و مطمئنا حماس با دین یهودیت مشکلی ندارد و در اساسنامه قدیم باز هم آنهایی که به فلسطینیان تعدی و تجاوز کردند یهودی بودند، بنابراین یهود در مقابل صهیونیسم یا در کنار آن معنا شد حتی امروز هم اگر به مسئله نگاه کنیم کسی که به ما تجاوز می کند باز هم یهودی است و ما هم در مخالفت و ضدیت با آن هستیم یعنی در مقابل آن یهودی هستیم که به اشغال سرزمین ما دست زده است و اگر این مسئله از دین و آئین دیگری سر می زد باز هم چنین رویکردی داشتیم، لذا مسئله ما ضدیت با دین یهود نیست چه بسیار یهودیانی که در جهان و در خارج فلسطین مخالف جدی و شدید رژیم صهیونیستی هستند. از عقلانیت هم به دور است که به مخالفت با دین یهود برآییم، ولی باز هم می گویم آن کسی که به قتل و غارت و تجاوز به سرزمین فلسطین دست زده به دین و آئین یهود اعتقاد دارد و زبانی که حماس در اساسنامه جدید در مخالفت با صهیونیسم و نه یهودیت به کار برده به گونه ای مخالفت با تجاوز گری است و این هم از قوانین و حقوق اولیه بین المللی است.

آیا این مشی جدید اعتدالی حماس در سایه اسانامه جدید، باز ناظر بر دیدگاه سابق خود در خصوص ساف و فتح و سایر جریانات در کرانه باختری است یا اینکه با تغییر اساسنامه در ارتباط با این احزاب و جریان ها هم دگرگونی ایجاد می شود؟

ببینید استفاده از لفظ خائن چندان مناسب با زبان پروژه ملی حماس نیست. به هر حال این کلمه در ادبیات وطنی ما جایی ندارد. ما اعتقادی به برنامه سیاسی فتح و ساف نداریم. ما معتقدیم که این برنامه سیاسی موجود از سوی آنان موجب تباهی و به هدر رفتن فلسطین شده و متاسفانه موجب کم رنگ شدن آرمان فلسطین شده است. یکی از فاکتورهای مقاومت این است که توانست آرمان فلسطین را دوباره احیا کند. اما در عین حال اصطلاحی وجود دارد که فتح و سایر گروه های فلسطینی مبارز در مسئله فلسطین همرزم هستند و معتقدند که رژیم صهیونیستی دشمن است. بنابراین ما در سال 2007 یک سند سیاسی را با توافق همه گروه ها و احزاب فلسطینی از خود فتح تا جنبش جهاد اسلامی را امضا کردیم اگر چه معتقدیم فتح در مسئله سازش راه را به اشتباه رفته است اما باز معتقدیم که آنها برادران و همسنگران ما هستند و در چنین بستری ما هیچ گونه پیش شرطی با سایر گروه های ملی بر اساس آن قاعده اساسی مبتنی بر زوال رژیم صهیونیستی نداریم. دیدگاه ما دیدگاه مثبت و سازنده ای است و حتما هم باید این گونه تلقی شود که حماس دست یاری و وحدت خود را به سمت سایر گروه های فلسطینی دراز می کند.

با توجه به این که برخی از تحلیل های رادیکال، جریان فتح و ساف را به نوعی خائن به آرمان فلسطین می داند، تحرکات سیاسی محمود عباس بویژه بعد از آغاز به کار ترامپ را چگونه تحلیل می کنید؟ چرا که در سفر اخیرش به واشنگتن دیداری با آقای ترامپ داشت و ترامپ هم در سفرش به اسرائیل با او دیدار کرد، آیا از دید شما این حرکت ها در تضاد با آرمان فلسطین نیست؟

ببینید ما یک مفهوم فراگیری را برای مقاومت قائلیم از مقاومت سیاسی تا مقاومت دیپلماتیک و در راس آن مقاومت نظامی تا مقاومت های اجتماعی و اقتصادی و در بستر این شرایط ما تحرکات محمود عباس را در برخی از موارد مانند تلاش برای محکومیت اسراییل در دیوان بین المللی و دادگاه جنایت ملی را تایید می کنیم. قطعا از چنین فعالیت هایی حمایت می کنیم. تلاش برای به رسمیت شناختن فلسطین اگر چه در برخی از موارد روی نداده است؛ ولی ما باز هم از این مسئله استقبال می کنیم. نکته مهم این است که تکامل سیاسی یک نیاز است و دقیقا آن چیزی است که حماس در سایه مشی اعتدال به آن اعتقاد دارد. این اساس و پایگاهی است برای اینکه گروه ها و احزاب مختلف فلسطینی حتی مانند فتح در رسیدن به آرمان فلسطین باید یک رابطه تکاملی داشته باشند.

اما بعد سوم این اساسنامه به رژیم صهیونیستی باز می گردد. بسیاری از کارشناسان معتقدند با افزایش عقلانیت در سایه اساسنامه جدید ضربه بسیار مهلکی به رژیم صهیونیستی زده شد چرا که با توجه به گفته های قبلی شما اسرائیل از طریق مطرح کردن اسلام هراسی و تروریستی دانستن تمام مسلمانان توجهات و توجیهات جهانی را برای تمام جنایاتش در جهت پیشبرد اهدافش بدست می آورد اما با ارائه اساسنامه جدید این بهانه ها از نتانیاهو و تل آویو گرفته شده است. برداشت شما در این باره چگونه است؟

دقیقا چنین است این سند تمام مسائل انسانی و اخلاقی در حقوق بین المللی را با نگرش دمکوکراتیک در سطح جهانی به چالش کشیده است، چرا که حماس با این اساسنامه به اصول و این ارزش های اخلاقی خود را پایبند نشان داده است. سوال اینجاست که آیا با چنین سندی باز شاهد پیام های منفی و تخریبی برای ملت فلسطین و مقاومت ارسال خواهیم بود. قطعا چنین چیزی نیست. اتفاقا مورد استقبال جهانی است و این همان چالش جدی است. احتمالا دیگر جانبداری یک طرفه از اسرائیل را شاهد نخواهیم بود. دیدیم در نتیجه چنین شرایطی بود که نتانیاهو در برخورد با این سند تا چه اندازه متشنج و منفعل عمل کرد. همین مسئله باعث ناراحتی او و سران رژیم صهیونیستی شد. از همین رو میانه روی و عقلانیت و پایداری و ثبات در اصول و ارزش ها بستر بسیار مناسبی است برای دستیابی به حقوق مردم فلسطین.

بسیاری معتقدند که حماس از دل اندیشه ای اخوان المسلمین بیرون آمده و به گونه ای نماینده این جنبش است اما در اساسنامه جدید بر خلاف اساسنامه 1988 دیگر اسمی از اخوان المسلمین برده نشده است آیا در بستر چنین نکته ای حماس در آینده فکری خود با ذات و درون مایه اخوان المسلمین زاویه را بیشتر خواهد کرد یا اینکه همچنان خود را نماینده ای از آن معرفی خواهد کرد؟

ببینید اینجا هم باز قربانی آن تفسیرات غلط و نابجا شده ایم. ما بارها عنوان کرده ایم که هیچ گونه ارتباط ساختاری و تشکیلاتی با اخوان المسلمین مصر نداشته و نداریم، اما در عین حال حماس اخوان المسلمین فلسطین است، ببینید اندیشه سیاسی ما همان اندیشه سیاسی اسلامی میانه روی است که منطبق با اخوان المسلمین است، حال برخی حتی همین اندیشه را اندیشه های تروریستی و تندروانه می دانند و ما مسئول چنین تفسیرات غلطی نیستیم. من صراحتا عرض می کنم که جنبش جهادی حماس یک جنبش رهایی بخش ملی است که اسلام را خاستگاه مشروع خودش می داند، میانه روی و تدبیر و حکمت را سرلوحه کاری خود قرار می دهد و پراگماتیسم عقلانی و منطقی را که منطبق با واقعیت امروز است در برنامه خود دارد.

اما سفر ترامپ به سرزمین های اشغالی که در حد یک دیدار سران به اسرائیل بود را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا ترامپ در 4 سال پیش روی خود در مقام سکانداری سیاست خارجی ایالات متحده، برنامه جدی برای حل مسئله فلسطین دارد؟ یا در راستای گفته های شما این رئیس جمهور تندرو آمریکایی هم فقط دیدگاهی اسلام ستیز و فلسطین ستیز را در پیش می گیرد؟

همان طور که گفته شد این سفر در حد همان دیدار سران بود. مقامات واشنگتن قبل از سفر به تل آویو هم صراحتا آن را اعلام کردند اما در عمل شاهد بودیم که در این چند ماه از دولت ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از عرف دیپلماتیک تجاوز کرد و در مسئله فلسطین خشک و تر را با هم سوزاند. می بینید که حماس را همسو با گروه های تروریستی داعش و النصره و القاعده قرار داد و از همه بدتر اینکه این مسئله را در کنفرانس سران کشورهای اسلامی در ریاض مطرح کرد. ما در جنبش جهاد اسلامی و حماس این حرکت و اظهارات ترامپ را به شدت محکوم کردیم. همچنین او در مسئله دیانت یهود هم دچار اشتباهاتی است یعنی مسئله یهود را به قدس گره زده و این مسئله بسیار خطرناک است چرا که این تلقی را بوجود می آورد که ترامپ صهیونیسم و یهودیت را در کنار هم می بیند و به حمایت قاطع از هر دو می پردازد. این قطعا یک پیام منفی و تهدید برای ملت فلسطین است. اما مسئله مضحک تر این است که ترامپ در جمع سران کشورهای اسلامی یک وضع و خطابه اسلامی داشت آن هم برای ترامپی که اساسا اسلام و مسلمانان را تروریسم می داند و هیچ اعتقادی به اسلام میانه رو ندارد. ببینید باز هم تاکید می کنم اقداماتی که او در قالب فرمان های منع روادید مسلمانان برخی از کشورها به آمریکا داشت نشانه ای از اندیشه های اسلام ستیزانه و عدم تفکیک میان مسلمانان تندرو و میانه رو دارد و این چه پیامی می تواند داشته باشد؟ اینجاست که ما با تفسیرهای جدیدی از جانب ترامپ در قبال اسلام روبه رو هستیم. در این راستا باید این سوالی که برای جامعه مسلمان و نخبگان مسلمان بوجود آمده است جواب داده شود که قرائت واقعی ترامپ از اسلام چیست؟ ما به همه جهانیان اعلام می کنیم ملت فلسطین بسان همه ملت های جهان خواهان زندگی در صلح و آرامش است و این مسئله اول ماست. نکته دوم اینکه مقاومت ما یک مقاومت مشروع، عادلانه و یک حرکت غیر تروریستی و مقاومتی است که حقوق بین الملل آن را در مقابل اشغالگری مشروع می داند. این مشروعیت در دو بعد نظامی و سیاسی است و این حق مشروع ملت فلسطین است. اما مسئله سوم اینکه دولت جدید آمریکا با این گونه رفتارها با تقلید از اسلاف خود به جانبداری از اسرائیل می پردازد. مسئله چهارم این است که ما در جهان اسلام و دنیای عرب از جانب ملت فلسطین این گونه جانبداری آشکار را جانبداری از تروریسم می دانیم؛ چرا که نماد تروریسم واقعی اسرائیل است، اسرائیل کودک کش است، جنایتکار واقعی رژیم صهیونیستی است که به جنایات علیه بشریت دست زده، آنها هستند که جنایات جنگی را مرتکب شده اند. با نگاهی به رفتار آنها زیاد به تفکر نیازی هم ندارد تا به این نتیجه برسید که طرفداری از اسرائیل یعنی طرفداری از تروریسم و این یک معادله بسیار ساده است و نشان می دهد هر کس چنین جانبداری از خود نشان دهد طرفدار ثبات و امنیت برای فلسطین نیست. این یک چالش بسیار مهمی است که فراروی دولت های اسلامی و عربی است که بتوانند در مقابل چنین افراط گرایی بایستند.

شما از رژیم کودک کش حرف زدید آیا با مشی جدید اعتدالی، حماس بیشتر به سمت اقداماتی پیش می رود که در قالب واکنش های سیاسی، رسانه ای و دیپلماتیک وجدان جهانی را بیدار کند؟

من برای این سوال باز این نکته را تاکید می کنم که مفهوم مقاومت یک مسئله فراگیر است. مقاومت در عمل اولویت های خود را براساس تحولات متناسب با مسئله فلسطین تعیین کرده و پیش می برد. چنان که به اهمیت وجودی موشک هم معتقد است به تلاش های سیاسی و دیپلماتیک و رفتارهای مردمی و فعالیت های ملی رسانه ای هم اعتقاد دارد. ما این فاکتورها را به عنوان سلاح هایی از جنس مقاومت می دانیم که هر کدام از این سلاح ها می تواند حقوق حقه فلسطین را باز ستاند، البته باید این مسائل بصورت فراگیر و یکپارچه دیده شود.

انتشار اولیه: یکشنبه 28 خرداد 1396 / انتشار مجدد: جمعه 9 تیر 1396

[ad_2]

لینک منبع

آزادی و استقلال؛ آرمان راهبردی ملت ایران

[ad_1]

نویسنده: ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت

دیپلماسی ایرانی:
اظهارات اخیر وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان که تصریح می کند: «از عناصر داخلی در ایران که بتوانند به ما در انتقال صلح آمیز و کامل قدرت کمک کنند، پشتیبانی خواهیم کرد» و همچنین، بیاناتی که علیه برنامه جامع هسته ای ایران (برجام) از سوی این مقام دولتی ایراد شده است، مستند جدیدی در سیاست های مداخله جویانه دولت آمریکا در ایران است که در تعارض با حق تعیین سرنوشت ملت های مستقل جهان، اعتبار اسناد بین المللی و اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر قابل ارزیابی است و نه تنها موجب تاسف ایرانیان دمکراسی خواه، بلکه مایه نگرانی تمامی کنشگران راه آزادی و صلح در سراسر جهان است.

ملت ایران از حدود یک صد و سی سال پیش تاکنون، بار ها و بار ها در فرازهایی از تاریخ خویش مانند قیام تنباکو، جنبش مشروطه، نهضت ملی نفت و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، باور عمیق خویش به آرمان های آزادی (حاکمیت ملت) و استقلال (حاکمیت ملی) را در راستای رهایی از دیو دو سر استبداد و استعمار ابراز داشته و در این مسیر طولانی، ضمن پرداختن هزینه های فراوان، تجربه هایی بی بدیل اندوخته است.

امروز پس از برگزاری انتخابات ۲۹ اردیبهشت ماه که بیش از ۷۰ در صد مردم در پای صندوق های رای حاضر شدند و به گفتمان اصلاحات رای دادند، این اظهارات عملا می تواند آب به آسیاب گروه های افراطی و تندرو ریخته و جنبش دمکراسی خواهی مردمی در ایران را با چالش هایی روبرو سازد.

لازم به یادآوری است که اظهارات اخیر وزیر خارجه دولت ترامپ در میان گروه های سیاسی اصلاح طلب ایران جایی ندارد. زیرا تجربه تاریخی نشان می دهد که ایرانیان همواره نسبت به حفظ تمامیت ارضی و استقلال خویش توجه اساسی داشته و هیچ گونه پذیرشی نسبت به هر نوع تغییر که ریشه در خواست بیگانه داشته باشد، ندارند و در شرایطی که امنیت و منافع ملی در معرض مخاطره قرار گیرد، جناح های سیاسی مختلف در مقابل هر تجاوزی ایستادگی می کنند.

این اظهارات که پس از سفر ترامپ به عربستان صورت گرفته است، به نظر می رسد که بیشتر در راستای جلب رضایت هم پیمانان منطقه ای آمریکا، اسرائیل و عربستان، صورت گرفته و تاثیری در برنامه راهبردی جریانات اصلاح طلب ایران نخواهد داشت.

نهضت آزادی ایران در آستانه شصت و چهارمین سالگرد کودتای ضد دمکراتیک مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مردمی دکتر محمد مصدق، به دولتمردان آمریکایی یادآور می شود که از تکرار اشتباهات گذشته که گذار به دموکراسی و توسعه در ایران را با چالش و تاخیر جبران ناپذیر روبرو کرده است، پرهیز کنند.

انتشار اولیه: سه شنبه 30 خرداد 1396 / انتشار مجدد: جمعه 9 تیر 1396

[ad_2]

لینک منبع

در جستجوی اسرار زندگی داعشی‌ها

[ad_1]

نویسنده: کوئنتین سامرویل

دیپلماسی ایرانی: زمان: اواخر فوریه ۲۰۱۷

محمد با موبایل از اجساد کشف شده سه داعشی فیلم می گیرد و از شدت هیجان اختیار از کف داده است. فریاد می زند «بهش شلیک کن»، و به یکی از آن ها لگد می زند. نگرانی او به حق است چرا که آشپز این یگان است. غیرمسلح، اما رفقای او که سربازان نیروی ویژه پلیس عراق هستند – مشهور به لشکر واکنش سریع – تا دندان مسلح هستند و هیچ چیز را دست کم نمی گیرند.

دو جنگجوی روی زمین افتاده آشکارا مرده اند. یکی، بیشتر به پسری می ماند، زیر آوار پناهگاه بتونی دفن شده است. دست کوچک و سیاه و سفید او از زیر آوار بیرون زده است. همان اطراف جسد جنگجویی پیر روی علف ها افتاده است. چشم هایش باز هستند، اما بخشی از سرش از بین رفته است. او نیز در حمله هوایی به پناهگاه کشته شده است.

اما مرد سوم، که جسدش، کمی جلو تر در مسیر رودخانه دجله، زیر سایه افتاده است، سربازان را نگران کرده است.

محمد می گوید: «احتیاط کن، دستانش را نگاه کن، شاید نارنجک داشته باشد، آهسته برو.»

به آن فرد درازکش چند بار شلیک می کنند. تکان نمی خورد. یکی از سربازان می گوید: «مادر به خطا، قایم شده بود. مراقب باش. مراقب باش.» یکی دیگر می گوید: «فکر نکنم کمربند انتحاری داشته باشد.»

سربازان آخرین وارسی ها را روی اجساد انجام می دهند. در جیب های پسر جوان در سایه مقداری پول نقد پیدا می کنند، مقدار اندکی پول سوریه، تقریبا بی ارزش. اما در جیب دیگرش، شی کوچکی است و بی اندازه با ارزش. کارت حافظه یک موبایل.

عکس های روی کارت حافظه ما را به این سمت هدایت می کند که پازل های مردان مرده را کنار هم بگذاریم، رفاقت عمیق میان آن ها، بی رحمیشان و سیاحت آن ها در دل موصل و بر روی جنگجویی که زیر سایه افتاده نور می اندازد. این مردان جوان کیستند و چه اسراری از داعش را پشت سر گذاشته اند؟

عکس ها با تصاویر خانوادگی درخشان و خوشحال آغاز می شود، اما خیلی زود تاریک می شود. مرد جوان نشسته، لبخندی محو روی صورتش است. در کنار دختری کوچک نشسته است. شاید خواهرش است. او را کنار خود گرفته است و دخترک انگشت اشاره اش را بالا گرفته است، نشانه ای اسلامی مبنی بر اینکه تنها یک خدای حقیقی وجود دارد.

پسرک داعشی موهایش مواج است، بلند است و از وسط فرق باز کرده است، عکس ها رفته رفته روتوش شده اند. گونه ها و لب هایش به صورتی دخترانه است، سفیدی چشمانش دستکاری شده اند و روشن شده است.

گذار در حال وقوع است.

خیلی زود او را در لباس نظامی می بینیم، کلاشنیکوف روی شانه اش است، و یک بی سیم در جیبش.

در عکسی دیگر خوابیده است، به یقین یک ژست است، نیت این بوده که استراحت جنگجو نشان داده شود.

دیگر خبری از عکس های خانوادگی نیست، اینک تصاویر یک فرد در مسیر شهادت است، یک مهاجم انتحاری با صورتی بچگانه، تطهیر شده و آماده برای قربانی کردن خود به خاطر آرمان.

کارت حافظه ای که در جسد او یافت شد تصاویر دیگری نیز دارد. تصاویر دسته جمعی از پسران و مردان. جنگجو خودش در تصویر نیست. شاید پشت دوربین است و عکس می گیرد. بعد ها فهمیدم اغلب این مردان و پسران، اهل موصل و عضو گروه پشتیبانی نینوا بوده اند، واحد پشتیبانی و پشت خط مقدم. دورانی که در داعش بودند پیوندی عمیق میان آن ها ایجاد کرده بود.

یکی از جذاب ترین عکس ها، تصویری است که یکی از برادران همرزم این جنگجو را نشان می دهد. مرد قدری از او بزرگتر است، موهای او هم بلند است و فرق اش باز است. مشتاقانه به دوربین خیره شده است. چشمم به دستانش می افتد که روی شکمش است. به طرز عجیبی دستکش سیاه پوشیده است. زیر آن دست ها، پنهان در زیر پیراهنش، یک کمربند انتحاری است. شست او روی برآمدگی است. دستکش را برای این پوشیده است که ضامن مواد انفجاری را پنهان کند، لباس مبدل پوشیده تا هدف به تهدید این مرد خندان در لباس خاکی پی نبرد، تا وقتی که دیگر خیلی دیر شده باشد.

به مخفیگاه آن ها راه می یابیم. در آنجا اسرار بیشتری برای افشا وجود دارد. همچنان که در میان آت و آشغال ها می گردم چیزی توجهم را به خود جلب می کند.

اول نا مربوط به نظر می آید. دفترچه یادداشتی کهنه که از ریسمانی آویزان است. یک نفر با خط بد یک شعر اسلامی و یک آیه را چندین و چند بار در صفحات مختلف نوشته است، انگار قصد داشته آن را به حافظه بسپارد. اشتباهاتی وجود دارد، دست خط ضعیف و ساختار غیرقابل تحمل است.

اما در صفحات بعد، شماره ها، اسامی، جداول و جایگزین ها نوشته شده اند. هر کسی این اسامی و شماره ها را نوشته است از اختیار اعزام نیروهای گشتی برخوردار بوده، شیفت جنگجویان را تعیین می کرده، می توانسته ببیند چند خشاب شلیک کرده اند و برای خروج بعدی به چه تعدادی نیاز دارند.

این دفترچه قطعا به یک مقام ارشد در اقامتگاه متعلق بوده است، شاید فرمانده آن مردان. دریافتم که نامش ابوهاشم است.

دفترچه اسرارش را هویدا می کند. کتابنامه گردان پدافند هوایی ابوسیف است، واحد زیر مجموعه گروه پشتیبانی آتش نینوا. آن ها احتمالا همگی از همین اقامتگاه استفاده می کردند.

در مجموع ابوهاشم هشت مرد و دو خودرو در اختیار داشته است. آن ها بخش گشت سیار پدافند هوایی ابوسیف را عهده دار بوده اند. آن ها یک وانت هیوندا مجهز به رگبار ضد هوایی و یک وانت با مسلسل سنگین با کالیبر کمتر در اختیار داشته اند. هر دو خودرو سفید بودند، گزارش شده سفید رنگ دلخواه خودروهای نظامی داعش بوده است چرا که راحت تر با خاک استتار و با رنگ دشت همسان می شدند.

فرمانده ابوهاشم به نظر سختکوش بوده است. او با دقت حملات انجام شده، اسحه های استفاده شده، شمار وانت ها، اینکه چند بار بیرون رفته اند، مدلشان، تعداد شلیک هایشان، حتی تعداد شلیک های خطا رفته، را ثبت کرده است.

نه تنها یک هماهنگ کنندهٔ قابل لجستیک بوده است، بلکه همچنین می دانسته واحد های کوچک چطور کار می کنند. نوشته ها نشان می دهد وی سعی داشته پیوند میان مردانش را تقویت و قدرتمند تر کند. ابوهاشم مطمئن می شده ناهار و شام را در کنار جنگجویانی که در یک خودرو کار می کرده اند صرف کند. زمانی که او ناهار را با ابوراعد راننده اش، ابوحفث راننده خودروی دیگر با ابوالشام، مرد پشت مسلسل همراه است.

همچون هر فرمانده حرفه ای وی ثابت کرده روحیه انضباط گری سختی نیز داشته است. در یکی از دستورات مکتوب خود به یکی از زیردستانش فرمان می دهد که یک گشت را رهبری کند: «آن هایی که کم کاری می کنند باید مجازات شوند.» بعد برایش آرزو های خوب می کند: «الله به شما اجر می دهد.»

عکس ها و اسناد را برداشتم و اقامتگاه آن ها و آخر سر عراق را ترک کردم، اما چند ماه، این مردان ذهنم را مشغول کرده بودند.

با آنچه تا اینجا از آن ها می دانم، آیا می توانم بیشتر کشف کنم؟ آیا خویشاوندی دارند؟ آن ها چه طور زندگی داشته اند؟

اوایل آوریل ۲۰۱۷

جستجوی من برای آنکه بیشتر از این افراد بفهمم در موصل آغاز شد. ابتدای آوریل (نیمه فروردین) است و تیپ یکم نیروهای واکنش سریع عراق به عمق غرب موصل وارد شده است. اقامتگاه مثل قدیم است. پایگاه جدید آن ها، خانه ای است نزدیک خط مقدم در محله ای مسکونی.

غرش همیشگی ضربات خمپاره ها آنچه از پنجره ها باقی مانده را به لرزه در می آورد.

اسرایی که مظنون به عضویت در داعش هستند به اینجا آورده می شوند. مردی توسط جنگجویان از داخل کامیون به بیرون پرتاب شده است. به سختی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. تی شرتش مملو از خون است. معلوم نیست چه کسی او را مجروح کرده است.

شاید سربازهای عراقی بوده اند، شاید مردمان محلی که در پی انتقام از کسانی بوده اند که آن ها را در چند سال اخیر سرکوب و کنترل می کرده اند. یک از فرماندهان اطلاعاتی مرا به اتاق خودش فرا می خواند: «کسی را برایت دارم، ملاقاتش کن، فردی که به هیچ خبرنگاری نشان نداده ام.»

مردی جوان با ظاهری مرموز، نحیف و همچون سربازی که مسئولیتش به پایان رسیده، وارد اتاق می شود. اجازه دهید اسمش را ابراهیم بگذاریم.

دو سال برای داعش جنگیده است، اما او زندانی نیست، جاسوسی است که برای نیروهای امنیتی عراق کار می کرده است. عکس های قدیم از اقامتگاه را به او نشان می دهد. ابراهیم می گوید: «این ها را خیلی خوب می شناسم. جنگجو هستند. آن ها با واحد خالد ابن ولید کار می کردند. این یکی فرمانده آن ها بود.» در عکس به مردی که از بقیه سالخورده تر است اشاره می کند. ادامه می دهد «آن ها به عنوان واحد پشتیبانی پشت خط عمل می کردند. به محض اینکه لازم بود وارد عمل می شدند.»

او نیز مانند فرمانده اطلاعاتی تایید می کند که اغلب آن ها اهل موصل بوده اند. ابراهیم بلایی که عضویت در داعش به سر او و احتمالا اغلب مردان و پسران آن عکس آورده، بازگو می کند: «آموختم تا سرسخت باشم. چگونه کتک بزنم و چطور بدون هیچ رحمی آدم بکشم. به ویژه در مواجهه با اسرا.»

وی تاکید می کند مردانی که عضو گروه پشتیبانی آتش بودند زندگی ساده و فاقد تجملات داشتند. «باید مانند پیغمبر زندگی کنی. زندگی ساده. یک جنگجو برای زیستن به قوت اندکی نیز دارد.»

از حرف های ابراهیم و دیگر افرادی که ملاقات کردم مشهود است که اغلب مردان و پسران که در عکس ها هستند مرده اند. معلوم شد شناسایی تمام مردان داخل عکس ها غیرممکن است. جنگجویان داعش از اسامی جنگی استفاده می کردند، اما عامل دیگری نیز در میان است. آنچنان که یکی از اعضای تیم نیروهای ویژه موصل توضیح می دهد: «وقتی داعش آمد آن ها بچه بودند. ما قادر نیستیم آنچنان که مردان جنگجو را شناسایی می کنیم این پسران را شناسایی کنیم.»

منبع: بی بی سی / ترجمه سامان صفرزائی

[ad_2]

لینک منبع

موبایل هوشمند "کندذهنی" می‎آورد

[ad_1]

تحقیقات جدید نشان می‌دهد جدایی از گوشی‌های هوشمند با افزایش توجه پایدار و عملکرد بهتر در ظرفیت شناختی مغز همراه خواهد بود.

به گزارش صبحانه، هنگامی که گوشی‌های هوشمند در دسترس قرار دارند حتی در صورتی که خاموش باشند، ظرفیت شناختی افراد به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

شناخت (Cognition) معانی گوناگونی را در زمینه‌های مختلف به خود اختصاص داده است. در علم روان‌شناسی منظور از شناخت، عملکردهای روان‌شناختی فرد است. ظرفیت شناختی به توصیف، اکتساب، ذخیره سازی، تبدیل و مورد مصرف قرار دادن دانش می‌پردازد.

عوامل مختلفی همچون ادراک، حافظه، زبان، استدلال و تصمیم‌گیری از جمله فرایندهای ذهنی هستند که در مراحل گوناگون شناخت دخالت دارند.

محققان دانشگاه تگزاس آستین برای اولین بار آزمایش هایی روی 800 استفاده کننده از گوشی‌های هوشمند انجام دادند تا ببینند افراد وقتی گوشی‌هایشان در دسترشان است حتی در صورتی که از آن‌ها استفاده نمی‌کنند، چگونه امور مختلف را انجام می‌دهند و تمام می‌کنند.

در یک آزمایش از افراد خواسته شد تا برای انجام امتحاناتی که نیاز به تمرکز کامل داشت پشت یک رایانه بنشینند. این امتحانات برای اندازه‌گیری ظرفیت شناختی شرکت کنندگان طراحی شده بود.

قبل از شروع از همه شرکت کنندگان خواسته شد تا گوشی‌هایشان را در حالت بی‌صدا قرار دهند و محققان به صورت تصادفی از برخی خواستند تا گوشی‌هایشان را به پشت روی میز قرار دهند یا در جیب و کیفشان بگذارند و از برخی دیگر خواسته شد تا گوشی‌هایشان را در اتاق دیگری قرار دهند.

جالب است بدانید نتایج امتحانات افرادی که گوشی‌هایشان در اتاقی دیگر قرار داشت به طور قابل توجهی بهتر از دسته دیگر بود.

محققان دریافتند تنها حضور گوشی هوشمند کنار فرد ظرفیت شناختی و عملکرد مغز را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد، با این که فرد به اشتباه تصور می‌کند تمام حواس خود را معطوف به کار خود کرده است.

محققان می‌گویند هنگامی که گوشی در دسترس شماست و از آن استفاده نمی‌کنید ذهن خودآگاه شما به گوشی فکر نمی‌کند اما همین اهتمام به فکر نکردن به استفاده از گوشی، موجب می‌شود تا مغز از برخی منابع محدود شناختی خود استفاده کند و این چنین است که در انجام کار دچار اختلال می‌شوید و نتیجه مطلوبی کسب نمی‌کنید.

در آزمایشی دیگر محققان با همان شیوه قبلی عملکرد افراد در یک روز عادی را با توجه به میزان وابستگی به گوشی‌هایشان سنجیدند و دریافتند در این آزمایش هم افرادی که از گوشی‌هایشان دور بودند عملکرد بهتری داشتند.

افراد معتاد به گوشی هوشمند هم هنگامی که گوشی‌هایشان دور از دسترشان قرار داشت در مقایسه با زمانی که گوشی را کنار خود می‌دیدند، عملکرد بهتری داشتند.

محققان طی این آزمایشات دریافتند، روشن یا خاموش بودن گوشی هوشمند اهمیتی ندارد. داشتن گوشی هوشمند در هر صورت توانایی تمرکز و انجام امور به نحو احسن را در فرد کاهش می‌دهد، چرا که به هر حال بخشی از مغز در حال تمرکز و فکر کردن روی استفاده نکردن از گوشی هوشمند و فکر نکردن به استفاده از آن است!

یادآور می شود که این پیام‌های ورودی به گوشی نبودند که حواس شرکت کنندگان را پرت می‌کرد، بلکه همین حضور گوشی هوشمند کنار فرد موجب کاهش تمرکز وی می‌شد.

این پژوهش در Journal of the Association for Consumer Research منتشر شده است./تسنیم

[ad_2]

لینک منبع

خودروهای تک‌ستاره عمرشان را کرده‌اند! +عکس

[ad_1]

یک کارشناس صنعت خودرو درباره تولید خودروهایی با سطح کیفی تک ستاره از سوی شرکتهای ایران خودرو، سایپا، مدیران خودرو و کرمان خودرو اظهار کرد که این خودروها عمرشان را کرده‌اند و خودروسازان باید به فکر جایگزینی آنها با محصولات جدید باشند.

به گزارش صبحانه، شهرام آزادی در پاسخ به اینکه بررسی گزارش‌های ارزیابی کیفی خودروهای داخلی نشان می‌دهد که ایران خودرو، سایپا، مدیران خودرو و کرمان خودرو، ماه‌ها و بلکه سالها است که برخی محصولاتشان را در پایین‌ترین سطح کیفی تولید می‌کنند و ارتقایی در کیفیت این محصولات صورت نگرفته است، اظهار کرد: پایین بودن کیفیت خودروهای تک ستاره به چند عامل اصلی از جمله قدیمی بودن طراحی و پایین بودن کیفیت ماشین‌آلات و فن‌آوری تولید این خودروها باز می‌گردد.

وی با بیان اینکه افزایش کیفیت خودروهایی که در سطح کیفی تک ستاره قرار دارند نیاز به سرمایه‌گذاری کلان و صرف زمان زیادی دارد، خاطرنشان کرد: در این شرایط صرف سرمایه‌های کلان برای ارتقای کیفیت این خودروها منطقی نبوده و بهتر است که با خودروهای جدید جایگزین شوند.

عضو هیات علمی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی ادامه داد: خودروهای تک ستاره عمر خود را کرده‌ و به انتهای عمر خود نزدیک شده‌اند بنابراین صرف هزینه‌های جدید برای افزایش کیفیت آنها چندان منطقی نبوده و این سرمایه‌ها باید صرف تولید خودروهای جدید و با کیفیت شود.

وی تصریح کرد: خودروسازان باید با بهره‌گیری از شرایط پسا برجام بر تولید خودروهای جدید و با کیفیت تمرکز کنند که البته برخی خودروسازان بزرگ این کار را کرده‌اند و به دنبال جایگزینی خودروهای قدیمی با خودروهای جدید هستند.

به گزارش ایسنا، بررسی جدیدترین گزارش ارزیابی کیفیت خودروهای داخلی (اردیبهشت ماه ۱۳۹۶) نشان می‌دهد که همچون ماه‌های پیش از آن برخی از خودروهای تولیدی از سوی ایران خودرو، سایپا، مدیران خودرو و کرمان خودرو همچنان در پایین‌ترین سطح کیفی و با همان کیفیت سابق تولید می‌شوند.

خودروهای تک‌ستاره عمرشان را کرده‌اند! +عکس

این خودروها شامل سایپا ۱۳۱، سایپا ۱۱۱، سایپا ۱۳۲، تیبا هاچ‌بک، ام‌وی‌ام ۱۱۰ اس، سمند، پژو پارس، پژو ۴۰۵، لیفان ایکس ۶۰ و ام‌وی‌ام ۵۵۰ هستند که تنها یک ستاره از پنج ستاره کیفی را کسب کرده‌اند.

در مدل ارزیابی کیفیت خودروهای داخلی، این محصولات بسته به کیفیت خود یک تا پنج ستاره کسب می‌کنند. یک ستاره پایین‌ترین سطح کیفی و پنج ستاره بالاترین سطح کیفی را نشان می‌دهد.

[ad_2]

لینک منبع

ادعای سفیر اسراییل در سازمان ملل علیه ایران

[ad_1]

سفیر اسراییل در سازمان ملل دیروز با انتشار تصویری ماهواره ای مدعی شد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آزمایش اخیر موشکی خود از آرم ” ستاره داوود” به عنوان هدف استفاده کرده است.

به گزارش عصر ایران به نقل از جروزالم پست، ” دنی دانون ” سفیر اسراییل در سازمان ملل دیروز با توزیع کردن یک تصویر ماهواره ای در بین اعضای شورا آزمایش اخیر موشکی در ایران را محکوم کرده و مدعی شد در این آزمایش از آرم ستاره داوود برای هدف استفاده شده است.

بنا به مدعای این دیپلمات اسراییل، این اقدام جمهوری اسلامی در آزمایش موشک میانبرد “قیام ” در دسامبر سال گذشته میلادی انجام شده است.

بنا به بیانیه سفیر دایم اسراییل در سازمان ملل، این اقدام ایران “نفرت انگیز” و غیر قابل پذیرش است.

به گفته سفیر اسراییل در سازمان ملل یک گودال کنار ستاره داوود دیده می شود که نشان از فرود موشک به آن نقطه است.

 

تصویر ماهواره ای منتشر شده از سوی اسراییل

 

ادعای سفیر اسراییل در سازمان ملل: ایران در آزمایش موشکی از ستاره داوود به عنوان هدف استفاده کرد (+عکس)

دنی دانون با ادعای اینکه ایران بر اساس قطعنامه شورای امنیت مجاز به توسعه برنامه های موشکی بالستیک و آزمایش آن نیست، اقدام به انجام آزمایش موشکی و هدف قرار دادن ستاره داوود به عنوان نماد دولت اسراییل از سوی ایران را محکوم کرد.
 

سفیر اسراییل در سازمان ملل در جلسه شورای امنیت

 

ادعای سفیر اسراییل در سازمان ملل: ایران در آزمایش موشکی از ستاره داوود به عنوان هدف استفاده کرد (+عکس)
 


گفتنی است ایالات متحده آمریکا و اسراییل در هفته ها و ماه های گذشته تلاش فراوانی دارند تا با افزاش فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران، برنامه توسعه موشکی ایران را متوقف کنند.در این راستا سنای آمریکا اخیرا اقدام به تصویب یک طرح تحریمی جدید کرده است و رژیم تل آویو نیز با تیلیغات و جنگ روانی تلاش دارد هزینه توسعه برنامه های موشکی ایران را بالا ببرد.

جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است توسعه برنامه موشکی یک بخش مهم از راهبرد دفاع ملی کشور بوده و هیچ ارتباطی به دیگر کشورها ندارد.

اخیرا مجلس شورای اسلامی نیز در راستای حمایت از برنامه های موشکی کشور به عنوان بخش مهمی از راهبرد دفاع ملی، 2 هزار میلیارد تومان برای توسعه این بخش نظامی اختصاص داده است. این اقدام مجلس در پاسخ به تصویب طرح تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران در سنای آمریکا انجام شده است.

[ad_2]

لینک منبع

بارزانی: مذاکره با ایران درباره استقلال کردستان عراق

[ad_1]

مسعود بارزانی در مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست از ایده استقلال کردستان عراق دفاع کرد.

به گزارش عصرایران، مقامات منطقه کردستان عراق قرار است روز 25 سپتامبر (3 مهر) همه پرسی استقلال را برگزار خواهد کرد. در صورتی که گزینه آری رای بیاورد به معنی عملی شدن استقلال کردستان عراق نیست.

 مسعود بارزانی رئیس منطقه کردستان عراق در این مقاله نوشت: کردستان عراق پس از استقلال، همسایه خوبی برای عراق خواهد بود و آب و نفت را با عراق تقسیم خواهد کرد.

وی همچنین جدایی منطقه کردستان از عراق را عامل ثبات منطقه توصیف کرد و گفت که کردها همکاری نزدیک با بغداد را ادامه خواهند داد.

بارزانی اضافه کرد: استقلال کردستان باعث می شود منطقه باثبات تر شود. کردستان به عنوان یک کشور روابط متینی با بغداد خواهد داشت و همسایه خوبی خواهد بود و علیه تروریسم همکاری خواهد کرد و منابع طبیعی از جمله آب و نفت را به شیوه ای که به سود دو طرف باشد تقسیم خواهد کرد.

او ادامه داد: ملت کردستان عراق در همه پرسی آینده در روز 25 سپتامبر سال جاری میلادی تصمیم خواهد گرفت که ایا خواهان استقلال است یا باقی ماندن به عنوان بخشی از عراق؟

 کردستان عراق در آینده به عنوان یک کشور هیچ تهدیدی برای هیچ کسی نخواهد شد و مرزها را با کشورهای همسایه تغییر نخواهد داد.

وی توضیح داد: زمان و چگونگی جدایی بعد از همه پرسی استقلال کردستان عراق بعد از رایزنی ها و گفتگوهای گسترده با بغداد، کشورهای همسایه و جامعه جهانی مشخص خواهد شد. پیشنهاد می کنیم فرصتی به ساکنان مناطق مورد اختلاف در عراق داده شود تا آینده خود را به صورت دموکراتیک تعیین کنند.

بارزانی که ریاستش بر منطقه کردستان عراق در آگوست 2015 به پایان رسیده و ریاستش هم اکنون به صورت فوق العاده ادامه دارد گفت: بدون درنظر گرفتن نتیجه همه پرسی، به همکاری جدی و نزدیک خود با نیروهای عراقی و نیروهای ائتلاف ادامه می دهیم تا پیروزی نهایی در مقابل داعش به دست آید.

[ad_2]

لینک منبع

آمریکا: رهبر کره شمالی پارانوئید دارد

[ad_1]

سفیر آمریکا در سازمان ملل در رابطه با تنش های کنونی با کره شمالی پیشنهاد اعمال فشارهای بیشتر بر پیونگ یانگ را مطرح کرد.

 

به گزارش ایسنا، به نقل از شبکه سی بی اس نیوز، نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل در جریان سخنرانی در کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا گفت: ما در کره شمالی با یک رهبر پارانوئید مواجه هستیم که فکر می کند در تلاشیم تا او را ترور کنیم و یا کاری برای تغییر رژیم کشورش انجام دهیم.

 

وی افزود: باید یادآور شوم که کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی در حال ساخت یک برنامه اتمی است. به نظر من خیلی زود این برنامه تحقق می یابد و من از هر نوع فشار برای کم کردن سرعت این روند با هدف خلع تسلیحات اتمی کره شمالی استقبال می کنم.

 

هیلی در ادامه گفت: همزمان با اینکه توجهات همچنان بر تهدیدات موشکی و اتمی کره شمالی معطوف است سازمان ملل به تاکید بر نقض حقوق بشر که پیونگ یانگ مرتکب آن می شود، تاکید دارد. مرگ اوتو وارمبیر، دانشجوی آمریکایی قساوتی که مقامات کره شمالی در دهه های اخیر از خود نشان داده اند را به آمریکایی ها ثابت کرد.

 

وی در تحسین اقدامات دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در هشدار دادن نسبت به نیت دولت بشار اسد، رئیس جمهور سوریه برای انجام یک حمله شیمیایی دیگر مدعی شد: می توانم به شما بگویم که این هشدار دونالد ترامپ جان بسیاری از زنان، مردان و کودکان را نجات داد.

 

از سوی دیگر نیکی هیلی گفت: دوستان و دشمنان آمریکا در حال حاضر می دانند که کشور ما جایگاه و صدای خود را در سازمان ملل پیدا کرده است. ما یک خط قرمز ترسیم کردیم مبنی بر اینکه اگر سازمان ملل به صورت جمعی عمل نکند آمریکا به تنهایی وارد عمل خواهد شد و ما این حرف را ثابت کردیم.

 

وی افزود: به دنبال اقدامات ترامپ در سوریه جامعه بین الملل در حال حاضر به خوبی می داند که آمریکا با چه چیزی موافق و با چه چیزی مخالف است.

[ad_2]

لینک منبع